ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

405

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

مفهومشان براى همه معلوم گردد . در قسمت سردر ساختمان سنگى گذاشته شده و اين سنگ به شكل دستى است كه گونيايى را در ميان انگشتان خود نگه داشته است . طبق افسانه‌يى كه در ميان مردم رواج دارد ، گويا معمارى كه كليساى سوتى - تزخوولى « 1 » را مىساخته يك روز مىبيند يكى از شاگردانش در قله‌ى تپه‌يى در كرانه‌ى چپ رود آراگوا كليسايى به نام جوارى - پاتيوزانى « 2 » مىسازد كه از كليساى او بسى زيباتر است . وى از فرط حسادت و غصه يكى از دست‌هاى خود را مىبرد . اين دو كليسا سابقا با يك زنجير اسرارآميز به هم وصل مىشدند و از اين طريق قديسين هر دو كليسا شبانه با هم ملاقات و بحث مذهبى مىكردند . سرتاسر اين منطقه سرشار از اعجاز و اسرار است . به كوه كازبك - كه در زمان‌هاى گذشته محل اعدام پرومته « 3 » بوده است - اكنون طنابى آويزان است كه به وسيله‌ى آن مىشود به داخل غارى راه يافت كه در ميان عجايب آن غار چادر ابراهيم و گهواره‌يى كه عيسى در بچگى در آن خوابيده بود ، وجود دارد . اما اين طناب بسيار مقدس جز به چشم پاكان و اوتاد روزگار به چشم مردم عادى ديده نمىشود ؛ و دروغ چرا ما هم آن را به چشم خود نديديم . داخل كليسا بسيار تماشايى است . گنبد آن با نقاشىهاى گيرا تزيين يافته ، ولى گذشت زمان رنگ آنها را تا حدى از بين برده است . تصوير بسيار بزرگى از عيسى مسيح را روى ديوار نقاشى كرده‌اند ، اما سربازان نادرشاه اين شمايل را با پيكان‌هاى خود هدف قرار داده و آن را سوراخ سوراخ كرده‌اند . يك پرده نقاشى كه صحنه‌هاى مذهبى را نشان مىدهد و خوب نگهدارى شده است ، از نظر داشتن تصاوير زيبا بسيار شايان توجه و ارزنده است . محل قبر سنت سيدونى در درون عمارت كوچكى واقع است . از خلال خلل و فرج سنگ‌هايى كه اين بنا با آنها ساخته شده است ، در زمان‌هاى گذشته روغن مقدس تراوش مىكرده . ولى در زمان ما ديگر اين عبادتگاه از آن معجزه‌ها نشان نمىدهد . اما در هر

--> - كند . او برادرى بزرگ‌تر از خود داشت كه او هم باستان‌شناس معروفى است . به اين جهت اين دانشمند مصرشناس را بيش‌تر با شهرت شانپوليون جوان مىشناسند . م . ( 1 ) . Sveti - Tzkhoveli ( 2 ) . Djouari - Patiosani : به معناى صليب مقدس [ اين توضيح از نويسنده است ] . ( 3 ) . Promethee : در اساطير يونان رب النوع آتش و خالق نوع بشر و مظهر نبوغ انسانى است . او آتش آسمان را ربود و به انسان داد و ازاين‌رو مورد خشم زئوس ، خداى خدايان واقع گرديد و به جرم اين گناه او را در كوه قفقاز به ميخ دوخت و به زنجير كشيد و به عذاب ابدى محكوم كرد . . . . . م .